Monday, May 5, 2008

Just Friend

اندر عجایب این دختران اینکه تا وقتی که رابطه داری باهاشون که همیشه طلبکارن و کافیه خدای نکرده یکبار حوصلشون رو نداشته باشی چنان به روشهای مختلف غر می زنند و اعصابت رو به هم می ریزن که به خودت قول می دی در همه حال حوصلشون رو داشته باشی
اما اگه فکر کردین که با کات کردن این قضیه تموم میشه وقتی دوست معمولی هستین دیگه غر نمی شنوید من یه نمونه دست به نقد دارم که میگه کور خوندین

اوشون :تو چرا حال من رو نمی پرسی؟ نه ایمیلی نه آفلاینی من هم اگه آف نذارم که تو هیچ خبری ازت نیست
بنده :بابا من با خانوادم هم هفته ای یه بار حرف می زنم کجای کاری؟
او: نخیرم اصنشم معلومه سرت گرمه حتماً
من: آره خوب سرم که خیلی گرمه
شی : اِاِاِاااه کی چی؟
می :هیچی سرگرم درس و پروژه دیگه
نخیر اینا که قبلاً هم بود
خوب قبلاً هم من همینطوری بودم دیگه عوض نشدم که
چرا من حس می کنم که عوض شدی
خوب شاید هم عوض شدم
اِاِاِاِااا اصلا باهات قهرم دیگه هم حالت رو نمی پرسم و مزاحمت نمیشم که به کارات برسی
مرسی که به فکرمی
اِاِاِا واقعاً که ...کاری نداری؟
هه هه تو هنوز این عادتت رو ترک نکردی؟
نخیرم ترک هم نمی کنم بای
باشه خوب بای ولی به نظرم همین روزاس که دلت درد بگیره
بی ادب. از کجا فهمیدی؟
من تو رو بزرگت کردم بچه
و بدین سان قهر و دعوا فراموش می شود

6 comments:

الیزه said...

ها یادش بخیر نوستالژیک شدیم! از این دیالوگ ها زمانی با آقای جاکش اعظم داشتیم!! البته اون بحث یه وقتایی حوصله نداشتن نبود بحث هیچ وقت هیچ سراغی نگرفتن بود! بعد اولاش همونجوری به روشی که شوما اشاره کردین حل می شد ولی بعدش دیگه کم کم حل نشد و جاکش اعظم از زندگی ما خارج شدانده شد کلن! گفتم که حواستون باشه و عبرت بگیرید! :ی

iVahid said...

اصلا من نمی‌دونم خدا چرا این دخترها و پسرها رو متفاوت درست کرده! چه جسمی چه روحی!
در ضمن چه خوب کامنت گذاشتی که من اینجا رو پیدا کنم! خیلی با حال و هوای ما سازگار می‌باشد!

پوچ said...

خوب الیزه جان من نمی دونم جریان شما وجناب جاکش اعظم چی بوده ولی یه وقتها هم وقتی که یکی نتونه تحمل کنه رابطه عادی رو بهتره که کلا هر دو از هم دیگه خارح بشن
:D


وحید جان من که خیلی هم موافقم با
اینکه دختر و پسرها با هم متفاوتند مخصوصا از نظر جسمی ولی شاید اگه منطق دختر و پسر ها به هم نزدیکتر بود این همه سوء تفاهمات بوجود نمیومد. ضمناً من هم خوشحال شدم شما رو یافتم مخصوصاً با اون پست نو آورونت کلی حال کردیم. البته باید از الیزه هم تشکر کرد چون از طریق لینک شکوفاشدش به پست شما رسیدم

الیزه said...

ها این از هم خارج شن رو خوب اومدی!:))

شروین said...

دکی جون بودم این پست و فتیر. البت که من از اون موقع دیگه تجربهاش رو نداشتم. فکر کنم گاهی، فقط گاهی دخترایی پیدا می‌شن که هنوز این چیزا رو یاد نگرفتن.

تنهاترین said...

پست جالبی بود ، ولی من جسارتن میخواستم عرض کنم که اولا همه مثل هم نیستن! دوما چرا شما آقایون همه چی رو غر میشنوید؟ تا حالا شده موضوع رو یه جور دیگه هم ببینین؟ اگه کسی حالتون رو میپرسه یا دوستتون داره ، اگه دلش تنگ میشه و یا هر چیز دیگه ای ... چرا نباید اینو بهتون بگه؟ حالا کار ندارم که روش بعضی ها غلطه و ...
ولی من اگه سراغ دوستام چه اونا که فقط دوستن چه اونایی که یه چیزی بالاتر از دوست بودن و حالا شدن دوست .. رو میگیرم چون دوسشون دارم ،برام عزیزن و دلم براشون تنگ میشه و خودم فکر میکنم غر نمیزنم ( باید این دفعه بپرسم ببینم با شما در این مودر موافقن یا نه : دی ) ولی ممکنه گاهی به شوخی بگم ما حالتون رو نپرسیم شما که یاد ما نمی افتین که اینم فقط یه شوخیه ، تو دوستی که این چیزا نباید باشه!
به هر حال موضوغ جالبی بود و به فکر انداخت که پستی بنویسم در اینباره : دی
موفق باشید