Wednesday, February 26, 2014
After Final Exam Feeling!
Posted by
Pooch
at
1:42 AM
0
comments
Wednesday, September 30, 2009
Autumn
Posted by
Pooch
at
5:42 PM
1 comments
Monday, September 7, 2009
First apple bite
Posted by
Pooch
at
4:16 PM
0
comments
Saturday, July 4, 2009
Recently Me
اول از همه باید از این حساسیت فصلی بنال که از وقتی اومدم توی این جزیره گریبانم رو گرفته و ول هم نمی کنه و اگه خدای نکرده یک روز قرص نخورم واویلاست، قرص رو هم که می خورم کل روز رو خواب آلودم، خلاصه این گیاها حالش رو می برن و جفت گیری می کنن ما باید تقاسش رو پس بدیم
گزارش سه ماهه اول پی اچ دی رو هم باید این هفته تحویل می دادم ، البته از ما که دو ماه گذشته ولی چون قرار بوده که سه ماه بگذره دیگه کاری ندارن. به هر حال این رو هم نوشتیم و فرستادیم برای خانم سوپروایزر. راستی از این خانم اسکاتلندی نگفتم که وقتی می بینیش فکر می کنی حداقل 45 سال رو داره شاید هم بیشتر ولی حدود 35 سالشه . عمراً من 5 سال دیگه پروفسور بشم و ریسرچ گروپ داشته باشم. ها ها ها
گروهمون هم بد نیست ولی چنگی هم به دل نمی زنه. کلا پی اچ دی ها همه سرشون گرمه خودشونه و کمتر اهل فانن ولی هنوز وقت لازمه که بتونم خوب بشناسمشون. یه دختر ایرونی داریم که هم سن خودمه، یه پسر اردنی هست و یک پسر پاکستانی که خودش داستانی داره. بقیه یک پیر بریتیش هست که اصالتاً بنگلادشیه و طرفدار من یو هم هست . از من خره تره توی فوتبال، شاید هم نه من هم که همسن اون بودم همینطوری بودم. 3 تا دختر بریتیش دیگه هم داریم که دوتاشون هندی الاصل هستند و یکی هم نصفه بریت و نصفه دانمارکیه. یه پست داک هم داریم که اون هم یه دختره انگلیسیه. الان که تابستونه هم بچه های مسترز اومدن و روی پروژشون کار می کنن و آزمایشگاه حسابی شلوغه
دوشنبه هم از اتاق قبلیم اومدم به این اتاقهای کنار دریاچه، دریاچه؟ برکه هم نیست این که اینا بهش می گن دریاچه. به هر حال این اتاقش بزرگتر و نوتره و بچه های فلت رو هنور خوب ندیدم ولی فکر کنم 3 تا پسر باشیم و 5 تا دختر که از این 8 نفر 5 تاشون چینی و تایوانی و تایلندین یکی یونانیه و یکی دیگه هم نیجریه ای. البته اینا باز به زودی عوض میشن
دیگه چه خبر؟ آها یکی از دوستام هم که در به در دنبال پی اچ دی بود بالاخره کارش جور شد و قراره تا یک ماه دیگه توی یو سی ال شروع کنه و خوشحالم براش چون خیلی تلاش کرد و بالاخره رسید بهش. البته من هم کم کمک نکردم بهش مخصوصاٌ این آخری رو خودم با استاده آشناش کردم و همین هم جور شد براش
در پایان هم کلی اعصابم خورده از دست این اینترنت، نمی دونم این لبتاپ من مشکل داره یا این نت اینجا که از وقتی اومدم توی این اتاق جدیده ، موقعی که آنلاینم هنگ می کنه و فقط باید از برق کشیدش بیرون که خاموش شه. وقتی هم که می خواد هنگ کنه همه موتوراش شروع می کنه کار کردن و کلی باد گرم از این کنارش می زنه بیرون و حسابی داغ میشه. نکتش اینه که تا اون موقعی که با وایرلس آن بودم خیلی کم پیش میومد که هنگ کنه ولی الان که دی اس ال هست خیلی وضع بدی داره. هر کاری هم که فکر می کردم کردم از اسکن با بهترین آنتی ویروسها تا عیب یابی توسط رگ کیور ولی جواب نداده. تنها راهی که مونده ریست کردن ویندوز هست که امیدوارم به اونجا نکشه که کلی دردسر داره
چقدر این روزها من تند تند آپ می کنم این جا رو و کلی هم حرف دارم. حرفهای فوتبالی و ورزشی هم بماند برای یه پست دیگه
Posted by
Pooch
at
3:00 AM
0
comments
Friday, July 3, 2009
Iran during last week
Posted by
Pooch
at
10:53 PM
0
comments
Thursday, June 25, 2009
Michael Jackson
Posted by
Pooch
at
11:47 PM
0
comments
Sunday, June 21, 2009
Black Saturday
از همون صبح دلم شور می زد که امروز کلی خونریزی میشه. این تکنولوژی و انتقال سریع اطلاعات هم بد کوفتیه به خدا. آقا من اصلا نخواستم. همون کاش سرعت اینترنتم پایین بود و همه سایتها هم فیلتر بود. چه فایده آدم ببینه دختره توی بغل باباش جون بده. باباهه نمی دونست چیکار کنه ، یه عمر جون کنده دختر بزرگ کرده بعد در عرض دو دقیقه دخترش بمیره. اسمش ندا بود. توی فیلم باباش صداش می زد. گلوله به قلبش خورده بوده توی امیرآباد . حالا بین کاربرهای بالاترین پیشنهادی مطرح بود که اسم امیر آباد رو ( کارگر) رو به ندا تغییر بدن ولی مگه همین یکی بود. همین طور کلیپ مرگ و خون بود که میومد روی یو تیوب و فیس بوک از تهران ، شیراز و اصفهان . اینطور که گفته میشه بیشتر تیرها هم به نواحی سر و سینه و گردن اصابت کرده برای همین هم آمار کشته ها اینقدر زیاده. من واقعا نمی دونم چی میشه گفت ، یه مشت آدم بی سلاح رو اینطوری به گلوله بستن فقط از همین وحشی های ذوب شده بر میاد
این کسانی که موبایل می خریدن فکر نمی کردن یه موقع با این موبایلهاشون صحنه هایی رو می گیرن که تاریخ یک کشور رو خواهد ساخت. با همه خفقان اطلاعاتی که توی ایران هست همه خبرگزاریهای دنیا چشمشون به همین موبایلها و فیس بوک و یوتیوب و توییتر هست
حرف از تاریخ ساختن شد. من اصلاً کاری ندارم که این قیام مردم تا چند روز دیگه سرکوب میشه یا تا رسیدن به حقشون ادامه پیدا می کنه ولی مطمئنم که اثر خودش رو تا همینجا گذاشته
همه دنیا یک ملت متمدن رو دیدن که خیلی آروم و با سکوت و نظم کامل توی خیابونها حرکت کرد و فقط خواست به حقش برسه و بعد از اون باز همه دنیا دیدن که حکومت چه بر سرشون آورد. اینها از حافظه مردمان دنیا پاک نمیشه، تاریخ هم این روزها رو فراموش نمی کنه
دوستای خارجیمون اینجا مثل ما اخبار رو دنبال می کنند و سعی می کنند که انرژی مثبت بدن
سی ان ان گزارش کرده که 19 نفر کشته شدن و البته عدد غیر رسمی کشته شدگان به 150 نفر هم می رسه. اخبار غیر رسمی دیگه هم خبر از وجود 58 کشته در بیمارستانها میده
نکته تأسف آور دیگه اینه که این آقایون از مجروحان هم نمی گذرن و به نوعی سعی می کنند که مجروحان رو به بیمارستانهای نظامی منتقل کنند. حتی مردم به آمبولانس ها اطمینان ندارن و سعی می کنند که مجروحان رو با ماشین شخصی به بیمارستان برسونن. با دیدن این اوضاع بود که سفارت خیلی از کشورها مثل بریتانیا ، ایرلند ، هلند ، سویس، آلمان ، پرتغال ، استرالیا و خیلیای دیگه اعلام کنن که مجروحان رو می پذیرن. بعدش هم خبر اومد که بسیجیها برای جلوگیری از این وقوع این قضیه جلوی همه این سفارتخونه ها ایست گذاشتن. من فقط می تونم بگم شرم آوره
دیگه فقط باید دعا کرد که خون کمتری ریخته بشه . اصلا یکی بیاد آمار بگیره ببینه توی تاریخ هیچ کشوری اینقدر خونریزی بر سر حکومت شده یا نه. الان که این، 10 سال پیش 18 تیر بود، قبل از اون قتلهای زنجیره ای، قبلترش کشتار های دهه 60، کشته شدگان جنگ با عراق و انقلاب 57. باز قبل از اون قیامهای سال 42 و کودتای مرداد 32 و جنگ با متفقین و قبل از اون هم که دوران قاجار بوده که خودش فکر کنم یه رکورده. یه نمونش همون قضایای مشروطه
خلاصه امیدوارم یکشنبه آرومی داشته باشیم
Posted by
Pooch
at
2:51 AM
0
comments
Saturday, June 20, 2009
Bloody Freedom...
نماز جمعه دیروز بیشتر شبیه نمایشی بود که تماشاگرانش برای تشویق افراد حاضر در سن کارگردانی شده اند. در پایان جمله هایی خاص ابتدا فردی که گویا مسئول شعار دادن بود شروع به شعار دادن می کرد و پس از وی سایر شرکت کنندگان همان شعارهای تکراری تمام این سالها را تکرار می کردند. آنها خوب می دانستند که کجا بخندند و کجا گریه کنند. شعاردادنها بسیار بیش از حد معمول بود و میشه گفت که می خواستند با این کار ازطرفی حمایت از رهبرشان را نشان دهند و از طرف دیگر به رقبا و مخالفان خود اعلام جنگ نمایند. سناریو همون سناریوی سخنرانی بعد از 18 تیر 1378 بود. صحبت با امام زمان و اشک و شعارهای آنچنانی . اون سال در عرض چند روز اعتراضها سرکوب شدن
به هر حال از سران قدرت گرفته تا مردم ، مملکت دو دسته شده . در واقع جنگ قدرتی داخلی هست که مردم بیگناه هم بازیگرانش هستن و اینطور که پیش میره بیشترین ضرر رو هم همونها خواهند دید
با توجه به اینکه رهبری از موضع خودش عقب نرفت و حتی شنیده شده که موسوی رو تهدید به تبعید هم کرده باید دید کدوم یکی از این اتفاقات می تونه بیوفته
موسوی و کروبی به حرف رهبر گوش بدن و کنار بکشن که با بیانیه کروبی احتمالش نزدیک به صفره. کروبی حتی این دوران رو با دوران شاه مقایسه کرده و گفته شاه هم به تظاهرات تبریز می گفت نیروهای خارجی و بی بی سی رو عامل انقلاب می دونست
مردم به اعتراضات خودشون ادامه بدن. گزارشهایی که از تهران به گوش می رسه نشون میده که شعارهای دیشب بلند تر از شبهای قبل بوده. در صورت تداوم اعتراضات هفته خونینی رو خواهیم دید. چیزی که من اصلا اعصابش رو ندارم و تا همین جا هم یکی دو تا کلیپ کشته شدن مردم رو دیدم خیلی داغون کننده بود
شورای نگهبان تقلب رو قبول کنه و انتخابات رو باطل کنه . خیلی عجیبه همچین اتفاقی رخ بده چون که شورای نگهبان و رهبری و دولت فعلی همه از یک گروه هستند. به نظر من این اتفاق تنها در حالی میوفته که راهکارهای خشونت آمیز برای خوابوندن صدای مردم جواب نده
شورای نگهبان کمی در نتایج تغییر بده اما برآیندش فرقی نکنه، که این یکی که احتمالش هم زیاده کمکی به بهبود اوضاع نمی کنه
البته دستگیری یا تبعید یا حتی کشتن کاندیداهای معترض هم در جای خودش قابل پیش بینی هست اما اینها احتمالا آتش مردم رو شعله ور تر می کنه. اگه هیچ کدوم از این راهها جواب نده راه دیگه استعفای محموده یا شاید هم یه ترور مصلحتی
و اما باید دید که هاشمی کی وارد بازی میشه. خیلیها منتظرن که از نقش خودش در خبرگان استفاده کنه
اگه این قضایا طولانی تر بشه احتمال دخالت مستقیم سازمانهای بین المللی هم میره
یک هفته از انتخابات گذشته و ایران تیتر اول همه دنیا بوده و اینترنت نقش مهمی در خبر رسانی ایفا کرده. توییتر از سی ان ان جلو افتاده و گوگل و فیس بوک تصمیم گرفتن خیلی سریع خودشون رو به زبان فارسی و مترجم فارسی مجهز کنن. کاری که گوگل به صورت مقدماتی انجامش داده
اما چیزی که از همه اینها مهمتره جون مردمیه که توی اون کشور هستن و به عقیده من بازیچه دست سیاسیون شدن . البته آزادی حقشونه و این هم قابل تحسینه که برای حقشون از هر چیزی می گذرن ولی آیا تضمینی هم هست برای اینکه دوباره یکی آزادیشون رو ندزده
Posted by
Pooch
at
2:47 AM
0
comments
Friday, June 19, 2009
BBC
شاید هیچکس فکرش رو نمی کرد که حذف ایران و نرسیدنش به جام جهانی فوتبال 2010 اینقدر بی سر و صدا باشه و کسی خیلی روش مانور نده. اینقدر حواس همه به اوضاع ایران معطوفه که کسی حوصله فوتبال ایران رو نداره. نکته ای که بیشتر از نتیجه و خود بازی جلب توجه می کرد استفاده از مچ بند سبز توسط بعضی از بازیکنها بود. مهدوی کیا ، کریمی، نکونام ، نصرتی ، شجاعی و کعبی رو یادمه که این کار رو کرده بودن و البته نیمه دوم دستور داده شد که بدون مچ بند بیان ولی همون یک نیمه کار خودش رو کرد. حالا اینکه با اینها برخورد بشه یا نه رو باید صبر کرد و خبرهای روزهای آینده رو پیگیری کرد
حوصله اینکه بحث کنم که چی شد که حذف شدیم رو ندارم مهمترینش نداشتن بازیکن در سطح ملیه و بعدش هم مدیریت
جریانات داخل هم به آرومی پیش رفته و مردم آرام و با سکوت توی خیابونها بودن
پریشب یک اتفاق عجیب توی تلویزیون افتاد و اون صحبتهای آقای حداد عادل بود. داشت در مورد تلویزیون بی بی سی صحبت می کرد و طبق معمول اونها رو مسئول نا آرامی در ایران می دونست و بعد شاره کرد که بهاییان بی بی سی رو اداره می کنند و از این راه از ایران انتقام می گیرند و در واقع اسم این شبکه هست
همچنین باید اضافه کرد که بهاییان اگر همچین شبکه تلویزیونی وسیعی داشتند آیا نمی بایست حداقل کمی از برنامه های اون رو به دین و آئین خودشون اختصاص بدن و دینشون رو تبلیغ کنند. شما که خود بهتر می دونی که رسانه نقش مهمی رو در تبلیغ یک عقیده می تونه ایفا کنه
راستی چی شد که بی بی سی بد شد؟ سالهای 56 و 57 رو به یاد بیار آقای حدادعادل و کمک بی حد و حصر رادیو بی بی سی در رسوندن پیام از نوفل لوشاتو به تهران. اتفاقاً الان هم خیلی سعی می کنه بی طرفانه به اوضاع ایران نگاه کنه و گاهی حرفهای مجریان این شبکه من رو یاد همون گویندگان صداوسیمای ایران میندازه. پس بیخود شلوعش نکن و باز تا تقی به توقی خورد پای بهاییان رو وسط نکش ، تو بهتره بری توی همون فرهنگستان و لغتهای بی معنی سر هم کنی
نکته دیگه ای که اینروزها خیلی توی ذوق می زنه موضعگیری رژیم و کارشناسان سیاسی رژیم هست در قبال صحبتها و نظرات کشورهای غربی در مورد تحولات اخیر ایران. لاریجانی رئیس مجلس خطاب به امریکا و دیگر دول غربی گفت که بهتره ساکت باشند و به امور و مشکلات خودشون بپردازند و به ایران کاری نداشته باشند. این در حالی بود که اوباما تا به حال هیچ صحبت مداخله جویانه ای رو در مورد اتفاقات اخیر نکرده به طوریکه سناتورهای جمهوریخواه بهش اعتراض کردن. بوباما و وزیر خارجش کلینتون تنها ابراز نگرانی کردن نسبت به برخورد شدید با مردم ولی نظر دادن در مورد صحت انتخابات و بقیه موارد رو به بررسی بیشتر اوضاع موکول کردن و حتی اعلام کردن که خود مردم ایران باید سرنوشت آینده کشورشون رو تعیین کنند. کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا تقریبا همین مواضع رو داشتن اما در مورد برخورد با مردم موضع شدیدتری رو اتخاذ کردن اما هیچکدوم در مورد اینکه انتخابات صحت داشته یا تقلب درش انجام شده نظری رو اعلام نکردن
اما همه موارد فوق در رسانه های دولتی ایران کاملا برعکس جلوه داده میشه و نقل قولهایی از اوباما شد که در هیچ خبرگزاری به جز تلویزیون ایران پیدا نمیشه و بعد بر اساس همین دروغها کارشناسهاشون همه اتفاقات روزهای اخیر رو به خارج نسبت می دن و همون حرفهایی که 30 ساله داریم می شنویم. گویا این آقایون کاملا یک بعدی هستند و حرف دیگه ای بلد نیستند و بقیه هر چی که بگن اینها همون که خودشون می خوان رو می شنوند تا بر اساس همون تفسیرهای همیشگی خودشون رو به خورد مخاطبانشون بدن
در هر حال چهارشنبه و پنجشنبه ایران به همین منوال گذشت همه منتظر بودن تا ببینن آقای خامنه ای در نماز جمعه تهران چه مواردی رو بیان می کنه که بررسی اون می مونه برای پست بعدی
Posted by
Pooch
at
8:07 PM
0
comments
Tuesday, June 16, 2009
Iran on Fire!
این گردهمایی که طولش از میدون امام حسین تا میدان آزادی و از اونطرف هم تا آریاشهر بوده و عرضش هم گویا همه خیابونهای اطراف رو پر کرده بوده در شرایطی رخ داد که رسانه ها نمی تونستن پوشش خبری خوبی رو بهش بدن، مجوز نداشته و تحت کنترل نیروی انتظامی بوده
شعارهای دیروز خیلیهاش پاسخی بود به صحبتهای احمدی نژاد که مردم معترض رو خس و خاشاک خونده بود. به هر حال این که مردم کدوم طرف هستن و حکومت کدوم طرف کاملا مشخصه. یکی می گفت الان ایران دو تا رئیس جمهور داره که پر بیراه هم نمیگفت . درحقیقت میشه گفت مردم ایران مثل حکومتش الان دو تکه شدن که این قضیه ریشه ای خیلی قویتر از این چند روزه داره و برای پرداختن بهش باید تاریخ این 30 سال رو مرور کرد
علاوه بر شهرهای ایران اعتراض ایرانیها در اکثر شهرهای دنیا جلوی سفارتخانه های ایران ادامه داره
نکته منفی و خیلی منفی این اتفاقها شلیک به سوی مردمه که دیروز اتفاق افتاد و فقط در میدان آزادی بین 7 تا 10 نفر کشته شدن. جالبه که رسانه های حکومتی از اجتماع میلیونی دیروز مردم به اغتشاش اراذل و اوباش نام بردند و استاندار تهران هم گفته هواداران موسوی باعث آزار مردم شدند. به هر حال هر طرف گروه طرفدار خودش رو مردم می دونه اما حقیقت نیاز به توضیح نداره
سرکوب دانشجوها در دانشگاههای سراسر ایران ادامه داره و خبر استعفای روسای دانشگاه ها و اساتید هم به گوش می رسه
خامنه ای که خیلی زود و شتابزده روز شنبه به احمدی نژاد تبریک گفت و به نوعی صحت انتخابات رو تأیید کرد دیروز به نوعی عقب نشینی کرد و به شورای نگهبان دستور بررسی اعتراضات نامزدها رو داد. البته اینکار از لحاظ قانونی نیاز به دستور رهبر نداره و قانوناً شورای نگهبان بعد از اعلام آرا و بررسی اعتراضات احتمالی وظیفه داره ظرف 10 روز صحت یا عدم صحت انتخابات رو به مردم اعلام کنه اما به هر حال این عمل به نوعی در راستای ارام کردن مردم و کاندیداهای معترض ژستی سیاسی تلقی میشه. از طرف دیگه دوره های گذشته نشون داده که شورای نگهبان که اعضاش خودشون از حامیان دولت فعلی هستن به ضرر این دولت رایی رو صادر نمی کنند و خود موسوی هم اعلام کرده که امیدی به شورای نگهبان نیست چون در واقع یکی از بانیان تقلب قراره در مورد تقلب در انتخابات قضاوت کنه
اما کشورهای دنیا هم این اتفاقات رو کاملا تحت نظر گرفتن و بسیاری از اونها اظهار نظر در مورد رسمیت شناختن و قبول مجدد احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران رو به بررسی بیشتر شرایط موجود در ایران موکول کردن. امریکا، سازمان ملل، اتحادیه اروپا، کانادا، فرانسه، آلمان ، ایتالیا و بریتانیا هر کدوم به نوعی نگرانی خودشون رو از سرکوب مردم در ایران ابراز کردن و خواستار توجه به خواسته مردم در انتخابات شدند
در هر صورت اقبال مردم به موسوی هست و دیگه باید دید خودش تا چه حد عرضه استفاده از این نیرو رو داره. 30 سال پیش خمینی یه همچین موجی رو پشت خودش داشت و به قول خودش به پشتیبانی اون توی دهن دولت زد
التهابات هنوز ادامه داره و باید دید روزهای آینده چه اتفاقهایی میوفته. برای من که نه موسوی و نه احمدی نژاد و نه هیچکدوم دیگه این آقایان رو قبول ندارم خیلی فرق نمیکنه اما چیزی که مهمه این هست که مردم در هر صورت یک انتخابی کردن و این نهایت گستاخی هست که گروهی 30 سال فریاد اسلام و آزادی و عدالت و ارزش ملت رو سر بدن ولی اینگونه به رأی مردم دهن کجی کنند و بدتر از اون اونها رو به خاک و خون بکشند
Posted by
Pooch
at
2:30 PM
0
comments
Saturday, June 13, 2009
The morning after!
از صبح تا همین الان هم تهران شلوغه، از میرداماد تا ونک و ولیعصر و فاطمی و انقلاب همه جا مردم ریختن بیرون و آزادی رو طلب می کنن. یوتیوب و فیس بوک پر شده از کلیپها و عکسهای تظاهرات امروز. واکنش دولت چیه؟ فیلتر کردن دوباره سایتها! بیشتر شبیه طنز هست این فیلترینگ
کاری نداریم کی خوبه و کی بد ؟ توی این هفته آخر خیلیها که تا حالا رأی نداده بودن رفتن و رأی دادن ، بسیاری از اونها با خود من بحث کردن و متهمم کردن به خودخواهی و یکدندگی و بی خیالی و هزار تا چیز دیگه که چرا رأی نمی دم ، هر کدوم ما دلیل خودمون رو داشتیم برای رأی دادن و ندادن ولی الان خیلی از همونها ناراحت و پشیمونن از اینکه رأیشون به نام فرد دیگه ای همون که سر نخواستنش رفتن و رأی دادن خونده شده. توی بالاترین یکی لینک داده بود که برگه انتخابات شناسنامم رو پاره می کنم و آتش می زنم تا دیگه این اشتباه رو نکنم
بعله از دیشب تا حالا کار من شده سر زدن به سایتها و خبرگرفتن از اینکه اونجا چه خبره، شاید همین که نیستی اونجا بیشتر کنجکاوت میکنه که ببینی چی به چیه
اما اینکه تقلب بوده خیلی واضحه. کاری به سوتی های وزارت کشور و ستاد انتخابات موقع اعلام نتایج ندارم چرا که همه جا پر شده اما یه نگاه به جامعه ایران نشون میده که آیا واقعا 24 میلیون نفر به احمدی ژاد رای دادن یا نه
سال 76 وقتی خاتمی با اون تعداد رای برنده شد رو یادتون بیاد و خوشحالی و شور هیجان مردم در روز پس از انتخابات
اگر آمار آقایان صحیح باشه و 24 میلیون به ایشون رأی دادن پس کجاست اون اشتیاق بعد از پیروزی؟ موتور سوارهای بسیجی که همیشه چه هنگام برد و چه هنگام باخت توی خیابونها بوق می زدن پس این چه پیروزی یا به زعم خامنه ای چه جشنی هست که مردم ریختن بیرون و اعتراض می کنن؟ پس کجان اون 24 میلیون که پیروزیشون رو جشن بگیرن؟ من فکر نمی کنم دلیل از این بالاتر باشه که آمار ساختگیه
خوب تا الان که پیش بینیم درست از آب دراومده و نا آرامی بعد از انتخابات وجود داره، تازه خیلیها منتظرن ببینن که موسوی و کروبی وخاتمی و هاشمی چه می کنن برای صیانت از آراشون از طرف دیگه هم بگیر و ببند بیداد میکنه و همین الان اعلام شد کل حزب مشارکت رو که یه حزب قانونی بود رو بازداشت کردن
تا آروم شدن اوضاع این وضعیت ادامه خواهد داشت و حکومت مطمئناً هر کاری می کنه تا مردم برن به خونه هاشون و همه چی عادی بشه. اول از همه پیام احمدی نژاد بود که علاوه بر حرفهای همیشگیش و تهدیدهاش یه حرف تازه هم زد و دست همکاری داد به همه گروهها برای ساختن ایران
بعضیها عقیده دارن که این اوضاع به جاهای باریکی کشونده میشه . به هر حال رژیم نشون داد که مردم براش جز سیاهی لشکر نیستن و الان دیگه مردم این رو کاملاً درک کردن . یه همچین تقلبی با این آمار عجیب از هر دولتی بر نمیاد
به هر حال روزهای آینده حوادث زیادی رو به همراه خواهد داشت. یا کاندیداهای باخته و حامی هاشون کوتاه میان و آروم می گیرن و از مردم می خوان که بی خیال شن یا جنگ قدرت کاملاً علنی میشه
من که فکر می کنم نهایتاً شلوغیهایی در حد 18 تیر اتفاق میوفته و بعدش اوضاع کنترل میشه، یه عدهای هم دستگیر میشن و شاید عده ای هم از ایران فرار کنن و سید علی و محمود هم به خوبی و خوشی 4 سال دیگه مملکت رو با هم تقسیم کنن اما تاریخ این روزها رو از یاد نمی بره و این شکافی که امروز نظام بین خودش و مردم ایجاد کرد درآینده نزدیک یقش رو می گیره
یادمه توی درس تاریخ راهنمایی بهمون یاد دادن که دلیل اصلی انقراض سلسله ها ایجاد فاصله بین حاکمیت و مردم بوده به همراه فساد حاکمان ، شبیه همین روزهای ایرانمونه
اما اگه مردم بخوان همین الان کار رو تموم کنن باید یه مدت طولانی به این اعتراضات و تظاهراتشون ادامه بدن تا دخالت سازمانهای بین المللی و انجام رای گیری دوباره یا رفراندوم . اتفاقی شبیه اکراین و انقلاب نارنجی که اتفاقا اینها هم خیلی ازش وحشت دارن . تا امروز کانادا ابراز نگرانی کرده از احتمال تقلب در انتخابات، امریکا گفته اوضاع رو زیر نظر داره و اظهار نظری نکرده و اسرائیل هم داره با دمش گردو میشکنه چرا که بهانه فشار حمله به ایران رو برای چهار سال دیگه آماده می بینه
باید صبر کرد و دید چی میشه
Posted by
Pooch
at
8:27 PM
0
comments
Thursday, June 11, 2009
Election and us!
آقای محسن رضایی رو به یاد ندارم چه موقع اعلام کرد، توی این چهار سال ازش کنار لاریجانی و قالیباف به عنوان آلترناتیوهای اصولگرایان به جای احمدی نژاد نام برده می شد و خودش هم سعی داشت که یک دولت ائتلافی با این افراد تشکیل بده اما نشد و خودش به تنهایی وارد این عرصه شد
وعده های انتخابی کروبی مثل تغییر قانون اساسی و حذف اجبار از روی حجاب و وعده های دیگه که خیلیها اعتقاد دارن در همین حد شعار و حرف باقی خواهد موند حتی اگه کروبی وارد سعدآباد بشه. اینبار قول داده که نخوابه و مراقب باشه که حقش رو نخورن
از همه جالبتر مناظره ها بود که همه تا اونجایی که می تونستن آبروی هم رو بردن و همدیگر رو رسوا کردن و کلاً کسانی که جون سالم به در بردن و کسی علیهشون حرف نزد خمینی و خامنه ای بودن. خوب حالا ببینید چه مملکت گل و بلبلیه که ادعای اسلامیت داره و همه حاکمانش دزد و دروغگو هستند
جنگ قدرت بین هاشمی و خامنه ای با نامه هاشمی به خامنه ای و سکوت او به مرحله تازه ای رسیده و این قضیه می تونه در آینده نقش تعیین کننده ای در سرنوشت سیاسی کشور ایفا کنه
کلا توی ایران جوونها چند بار به این آزادی می رسن: وقتی که یه پیروزی مهم فوتبالی مثل رفتن به جام جهانی نصیبمون میشه و انتخابات رئیس جمهوری. ایندفعه گویا سنگ تموم گذاشتن و یو تیوب پر از کلیپهای این چند شب هست. وجود مناظره های زنده هم به این حال و هوا بیشتر کمک کرد و سوتی های کاندیداها شعار روز بعد اجتماعات بوده مثل چیز چیز و بگم بگم و ننه جون وغیره
چیزی که من توی این 30 سال زندگی فهمیدم اینه که می تونم رأیم رو بندازم توی صندوق اما به عنوان یک فرد نه به عنوان نماینده یک جامعه. این فرد قاعدتاً یادش هست که نباید توی جار و جنجال تبلیغاتی و پروپاگاندها نقش داشته باشه
نه تنها اعتقاداتم بلکه تاریخ جهان به من آموخته اسیر احزاب سیاسی شدن نه عاقبت خوشی برای من داره و نه برای جامعه مظلومم. به نظر من خیلی هم خوبه که یک جوون از اتفاقات کشور و حتی دنیا با خبر بشه و دربارشون حتی فکر کنه و تحلیل داشته باشه اما در کنار اینها باید حواسش باشه که طرفداری و حمایت از حزب و گروه خاصی نکنه . خطر این قضیه طوری هست که می تونه خیلی راحت جامعه رو تجزیه کنه و برای همین هست که اینقدر بر عدم مداخله در سیاست و عدم عضویت در احزاب توصیه و امر اکید شده و جزو واجبات قرار گرفته در حالیکه شرکت در ضیافت همچین رتبه ای نداره و واجب نیست
به خاطر اینه که من نمی تونم ببینم دوستانی خیلی راحت اقدام به تبلیغ برای فردی خاص می کنن به این امید که اون فرد با برنامه هاش بتونه به عنوان رئیس جمهور رژیم جمهوری اسلامی ایران حقوق از دست رفته جامعه رو بهشون بده
هنوز هم توی ایران بخوان به کسی جرمی رو نسبت بدن ، یکیش صیهونیسته و دیگری بهایی. همین هفته پیش بود که مخالفان موسوی در جهت تخریب وی اعلام کردند که بهائیان طرفدار موسوی هستند
نمونه های زیادی در این 30 سال دیده شده مثل هویدا و در این اواخر دختر شیرین عبادی که همیشه هم افراد این موضوع رو فوراً و بعضی هم به شدت تکذیب کردند
با این قضایا آیا ما باید طوری عمل کنیم که مدرک به دست دشمنان امر بدیم که به راحتی جامعه را طرفدار یه جریان سیاسی بنامند. آن هم فردی که خود یکی از مسببان مشکلهای جامعه در دهه 60 شمسی در ایران بوده یا حداقل در مقابل جنایتهای آن دوران علیه احبا سکوت کرده بوده و بعد از آن هم به هیچ عنوان ابراز پشیمانی از آن دوران نکرده
بقیه نامزدها هم فرق چندانی در این زمینه ندارند.تابناک ( بازتاب سابق) وبسایت منتسب به محسن رضایی بعد از کیهان همواره بیشترین حمله ها رو به دیانت بهایی و پیروانش کرده
احمدی نژاد هم که احتیاج به توضیح نداره که خاطرات اوایل انقلاب رو زنده کرده آقای کروبی هم گویا گفته که همه باید از حقوق شهروندی برخوردار باشند اما مشاورش آقای مهاجرانی در مصاحبه ای رسماً اعلام کرده که در جمهوری اسلامی دیانت بهایی به رسمیت شناخته نخواهد شد. خوب اگر کماکان در قانون اساسی نامی از ما برده نشه چگونه می توان به حقوق شهروندی دست پیدا کردنماینده آقای موسوی هم هنگامی که در جمعی دانشجویی مورد سوال قرار گرفته پس از اینکه تلاشهاش برای بی جواب گذاشتن این سوالات بی فایده بوده جواب داده که این قضیه یک تابو هست و نمی شود به آن پرداخت
اعتقاد دارم تفاوت این چهار نفر در حد صدم درصد هست و به طور کلی رئیس جمهور در این اوضاع شلوغ و پر از آقا بالاسر نظام جمهوری اسلامی در بهترین حالت شخص دوم مملکت است و تأثیر چندانی در بهبود اوضاع نخواهد داشت
امیدوارم که اشتباه کنم و فردی که انتخاب میشه منشأ خدمات فراوانی به ایران و ایرانی باشه ولی تاریخ این 30 سال خلافش رو ثابت کرده
Posted by
Pooch
at
11:47 PM
1 comments
Friday, May 29, 2009
Summary
بعدش هم که برگشتم جزیره و از لندن اومدم شهرستان برمینگهام که تیم فوتبالش اگه گفتین چیه؟ آ باریکللا استون ویلا. شهرش بدک نیست ولی از اونجایی که دانشگاه ما چسبیده به سیتی سنتر و خیابونهای اصلی من هنوز جاهای دیگش رو ندیدم. توی خود کمپوس هم یه اتاق گرفتم که اینقدر افتضاحه یکماه دیگه عوضش می کنم با یه اتاق بزرگتر
پروژه هم که از همون روز اول که وارد شدم شروع شد و خانم سوپروایزر اسکاتلندی با اون لهجه نامفهومش گفت که احتیاجی به مقاله خوندن نیست شروع کن به کار که باید 3 ساله تمومش کنی و ما هم گفتیم چشم
دیگه اینها اهم اتفاقهای این مدت بوده
آخیش بعد از مدتها اومدم اینجا کلی نوشتما، کلاً خیلی سرحال نبودم امشب اومدم اینجا بهتر شدم گویا، باز هم میام، فعلاً
Posted by
Pooch
at
12:55 AM
0
comments
Wednesday, May 6, 2009
Hello again!
Posted by
Pooch
at
2:05 AM
0
comments
Friday, January 16, 2009
Saturday, January 10, 2009
1-2-3-4
انفلونزا ایندفعه خیلی اذیتم کرد، یا من پیر شدم یا چی نمی دونم. امسال هم که هوا کلاً زیر صفر بوده. به هر حال باید این مدلش رو هم می دیدیم دیگه
یه 4-5 روزی رفتم با چند تا از بچه های منطقمون روی این متن آنا کار کردیم، حالا باید اماده شیم برای کمپین دو هفته دیگه. بعد از یه مدت دوری از این کارا ، دوباره حس می کنم که هستم
بقیه ابعاد افتضاحه و نای نوشتنش نیست فقط یه وقتا بدجور قاطی می کنم از این اوضاع
Posted by
Pooch
at
10:53 PM
0
comments
Monday, December 29, 2008
Here is end of the Year
حرف این رفیق تپل شد ، این هم انگار قراره دوماد شه تا تابستون و این یکی دوست دخترش از فیلتر مادر جان به سلامت عبور کرد. حالا این دو تا رو من آشنا کردم با هم 2-3 سال پیش اینجوری که ما با یه دختره آشنا شدیم و از اونجا که مهیار همیشه جویای احوال دوستای دوست دخترای من بود و دختره هم یه دوستی داشت که تازه کات کرده بود یه بار که رفتیم بیرون اینها رو هم گفتیم بیان هم رو ببینن و اینجوری شد که من با اون دختره کارم به 1 ماه نکشید ولی اینها گویا کارشون خیلی درست بوده. خلاصه به هم هم میان، بهش می گم بچتون یه چیزی میشه در حد رضازاده ، آقا بدش میاد خوب راست می گم دیگه
خبر بعدی اینکه با این موهاک (هم کلاسی پارسال و هم خونه امسال) یه چندتا از این بچه های پارسال رو دعوت کردیم شام خونمون و خلاصه یه چندتایی اومدن و بنده سفره چیدم در حد تیم ملی: زرشک پلو با مرغ و شوید پلو و یه کاری مرغ به اسم جلفرزی به اضافه بقیه مخلفات. موهاک هم یه چیزی درست کرد که شبیه یه سوپ تند پر از نخود بود ولی خوشمزه بود. خلاصه اینجا هیچی نشدیم آشپز شدیم گویا
آهان این وسطها یه اینترویو رفتم و در حد 15 دقیقه یارو همینطور از ما در مورد پروژه هامون سوال پرسید و ما هم مثل بلبل جواب دادیم و آخرش هم پرسید که تو کلاس شاگرد چندم بودی ... آخه این هم شد سوال؟ خب نمی خوای استخدام کنی بگو نمی خوام چرا سوال نامربوط می پرسی؟ خلاصه فعلاً که اینجا همه چی تق و لقه تا ببینیم سال جدید خبری میشه یا نه
روز کریسمس هم که در خانه خسبیدیم و باکسینگ دی هم به کوری چشم همه مغازه فروشها نرفتیم شاپینگ. این ملت دیوانه از نصف شب رفتن جلوی مغازه ها صف گرفتن که باز شه برن جنس ارزون بخرن من هم که از این حوصله ها ندارم. حالا ببینیم شب سال نو چکار می کنیم. پارسال که نتونستم برم ولی امسال می خوام برم این آتش بازی کنار بیگ بن و لندن آی رو ببینم اگه بطلبه
خوب فکر کنم جبران همه غیبتهای اخیر شد ، فعلاً
Posted by
Pooch
at
1:08 AM
0
comments
Saturday, December 13, 2008
When is the time?
Posted by
Pooch
at
6:24 PM
0
comments
Friday, November 21, 2008
Gimme a dryer!
Posted by
Pooch
at
10:56 PM
0
comments
Sunday, November 16, 2008
God Knows
خوب اون موقع توی اون هیاهوهای انقلاب و آخرین ماههای حکومت شاه در ایران، یه زوج جوان که از سنشون 27 و 21 سال می گذشت و حدود یک سال و نیم بود که با هم زندگی می کردن و کاری هم به این اوضاع دور و برشون نداشتن ، حس می کنن که توی خونه شون یه چیزی کمه و لازمه که از تنهایی در بیان و در یکی از همین شبهای پائیزی شیراز( شاید هم روز بوده من یادم نمیاد!) دست به یک سری عملیاتی می زنند که نتیجش دربعد از ظهر ششم شهریور 1358 مشخص شد
Posted by
Pooch
at
10:18 PM
0
comments